شیاد مزد تلاش رُفتگر، مختصری ریال شد چرب زبان ماهری ،،صاحب یک مجال شد تا بشنید ماجرا ،داد فریب ساده را مفت خوری برای او ،منفعتی حلال شد گفت که بعد مدتی چند برابرش کند طعمه ی آشنای او، وسوسه در خیال شد پهن نمود دام خود ،زود خروجی میدهد حاصل دسترنج وی، طعمه ی یک شغال شد نقد گرفت و منتها غیب شود ز دیدهها رفتن چند روزهاش غیبت بیمثال شد جوجه کباب میخورد ،گشت و گذار میکند مشت زند پیاز را ،کنج لبش خلال شد جیب بری ز دورتر ،صحنه نظاره میکند بهره برد ز غفلتی،
برچسب:
نویسنده: نگار فدایی