خرید بک لینک

خواستگاری

سمت خانه می رود،در میان کوچه ناگهان

دختری خریده میوه از دکان

میکشد به رخ عشوه های ماهرانه ای

چادرش گزیده با لبان

از کنار او گذشت

برق چشم او ،میشود لهیب عشق

در دلش نشست ، خواب را ز اوگرفت

گوش می‌دهد ترانه‌های عاشقانه را

عطروعود میزند به خویش،

میکشد اتو لباس را ،دست میکشد به ریش

با پدرومادرش ،سمت کوی یار می‌رود

درگشوده شد

کیک وگل به دست ،گوشه ای نشست

خسته از رکود،راز دل گشود

روبروی هم نشسته‌اند حاضران

دلبر خجالتی چای میبرد

زیر چشم خیره می‌شود به او

قطره‌ای عرق نشسته بر جبین

لرزه‌های دست، می‌رود به سوی استکان

چای می دهد طعم انگبین

غرق گفتگو شدند با وفاق والدین

کیک می خورند و پیک شربتی

دلبرش دهد رای مثبتی

جان تازه ای گرفت

حلقه می زنند دورشان حلقه می کنند دستشان

حرفهای شاد،چون گل و گلاب

خانه می‌خریم باطلای ناب

قول های داده میکندطلب

رهسپارکارزارزندگی شود

بی خیال خرج ها و خستگی شود

حاصلش وصال وماندگاری است

شاهدش همان ،عکس یادگاری است

صحبت از،رسوم خواستگاری است

ابراهیم خلیلیان

برچسب: نویسنده: نگار فدایی تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 1:50

صفحه بندی