خرید بک لینک

دنیای شیرین

دوران شیرین چه شوقی می‌کند وقتی ،بگیرد تیله در دستش بیفتد توپ در جدول، درش می‌آورد با سر نترسد از لجن زیرا نداند چرک و چیلی چیست؟ دوپلکش می‌رود بر هم چو گردد خسته از بازی ندارد چون بدهکاری ،برد خوابش به آسانی مهیا رختخوابش کن دود دنبال پروانه، رود بالای یک شاخه بپاشد چال لک لک را زند گر جوجه گنجشکی ،به نوک زخمی برانگشتش بیفتد روی سنگی سخت شود همچون بدل کاری، پرد از جای خود چابک ندارد حتم منظوری کمی او را عتابش کن بسازد با کش ابزاری، بیازارد پرستاری بیندازد

برچسب: نویسنده: نگار فدایی تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 16:20

صفحه بندی