صیاد بچه آهویی ز منزل دور شد بیقرار از نیش یک زنبور شد درد نیش او را برد بیراههای مادر از فقدان او رنجور شد گیج و سردرگم به هر سو میدود چشمها از درد و سوزش کور شد پانهد ناگاه در دامی خفا بینوا درگیر نوعی تور شد ساعتی بگذشت و مردی میرسد شادمان از صید خود مسرور شد چند روزی انتظار ار میکشد در نهایت گوشت بزمش جور شد رفت تا چاقو کشد بیخ از گلو نالهای آمد دلش معذور شد مادر اما بچه را زل میزند دشنهاش گویی تهی از زور شد می نهدتاثیر مهر مادری قلب مرد از
برچسب:
نویسنده: نگار فدایی