در این زمانه که هیچش حساب 1
یک اهل معرفت،نبود مست خواب نیست
دنیا شده محل گدایان معتبر
در 1 مرد نیست،زبان در حجاب نیست
وقتی که پیر دهر پسا پرده اش عیان
گشته در میان یک بی نقاب نیست
این سحرگهان که به خون جگر گذشت
این را حکایت است که دیگر عقاب نیست
یک فاتحه نثار جهان میکنم.چرا؟
چون تا نگه کنی دلی باشد شباب نیست
برچسب:
نویسنده: نگار فدایی