خرید بک لینک

زدم دل به رویا

تو نیستی ،

سنگ هم گریست ،

از یادآوری آن یاد ..!!!

گُم و گور گشتی در سرنوشت

ردّی نیست از تو

جا مانده ای

به خواب کدام خاطره

گم شده ای

لای کدام آه

سخت افتاده ام ز پا

دستگیری نیست نه عصایی

تا کمر راست کنم

ببین گوژپشتم

نیست دستاویزی

بر ادامه زندگی

اندکی تامل ... !!!

شاید این منم

که در خاطراتت

جایی گمشده ام

یا هر دوی ما

رَم کرده ایم از خاطرات هم

و دفع میکنیم بد یکدیگر را

همچو قطب های همنام دو آهنربا ،

یا شاید هر دوی ما زندانیم

در دو خط موازی

و نمیدانیم

1 تلاقی

دیدارمان به قیامت ...

برچسب: نویسنده: نگار فدایی تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 16:52

صفحه بندی