کودکی با مادربزرگش
عزم کردند جایی روی
منزل خاله و خان دایی روی
خبردار شد خودرو مسافربری
رسانید خود درآنی به فرمانبری
تا رساند به میزبان
گام بردارد به مهمانبری
کودک دوید بر صندلی جفت راننده پرید
کنجکاو بود و جویا
پرسان بود و پویا
ز راننده پرسید نوشته روی داشبورد چیست؟
استاد راننده گفت: نوشته
جلو جای نشستن ننههاست
کودک پرسان و جویان دگرباره پرسید
برصندلی پشت سرم چه نوشته
استاد به نرمی چنین گفت:نوشته
جای نشستن نوههاست
کودک اما زیرک و قند گفتار بود
گفت راننده را
دانم این نیست ترجمان نوشتهها
بگو که نشستم جای ننهها
یک پلک برهم زدن
نشست در جای نوهها
ننه را نشانید ، محل جلوس ننهها
نیاکان خوب ساخته بودند خودروی زندگی را
نمایانده بودندجایگاه بزرگ وکوچکی را
ابراهیم خلیلیان
برچسب:
نویسنده: نگار فدایی