
قصه ورد زبانپسری از پدری میپرسد (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)گوش کن جان پدر کشتی نوح جهان است حسین قصهاش ورد زبان است حسین وطنش خاک جنان است حسین استاد مرام ، کوفیان است حسیناواخی عباس ساقی تشنه لبان است حسینکوچه پس کوچه کوفه آن شهر تفاق پیکهای کذب فرستادند با حبر نفاقسوی خورشید سلام آوردند آتشی بهر خیام آوردند قصه ملک ری آمد دیگر زر و دینار و بریق زیوربیعت از دست امام در آوردند سده و المای فراتنیزه بر آب فرات آوردند خنجر از قفل نیام آوردند بر گلوی ابن حیدر بردند خنجر شمر برحنجره گلشن لغزیدنورازحنجره نور بارید منشور زمین را تاباند نور سیاهی را قاپید نینوا پرنورشد قاتل ازنوردورشدازرحمت حق دورنورساری شدبعدگذشت سالها سیل مشتاقانبه سوی نور کربلاستدست سابیدن ...
ادامه مطلب
آقای "ناصح عزیز محمد امین" (به کُردی: ناسیح عەزیز محەمەد ئەمین) مشهور به "ناصح ادیب" و متخلص به "ادیب.هـ"، شاعر و نویسندهی کُرد زبان، زادهی ۱۹۷۱/۰۴/۰۱ میلادی در شهر چمچمال اقلیم کردستان است و از سال ۱۹۹۱ در سلیمانیه ساکن شده است.وی در شعر آزاد و هایکو مدتهاست دست به قلم شده است و گرچه هنوز کتابی از او منتشر نشده است، اما سه کتاب به نام و نشان زیر را آمادهی چاپ و انتشار دارد:- شبنم در چشم مهتاب - مادرم صبح رفت و غروب که شد برنگشت!- تاریخ تئاتر چمچمال■□■(۱)راههای مالرو را در پیش گرفتهاند برای لقمهای نان،کولبرها!(۲)فاجعه است، فاجعه!وقتی که فریاد و نالهی مستمندان قلب و روح و وجدان هیچ صاحب منصبی را به لرزه در نمیآورد.(۳)با مرگ من،سکوت تو پایان مییابد!من این شعر را گواه میگیرم،که بعد از مرگم،تو ...
ادامه مطلب
بر دل و جان من جفا نکنید/از تنم دست و پا، جدا نکنید/نام من را هزار تا نکنید/من یگانه زبان پارسی ام.//( سروش، قالبی تازه و توانمند در سرایش پارسی و تا حدود زیادی جامع قالب های دوبیتی، رباعی و سه گانی ...
ادامه مطلب