(آغازگر:)
این بار هم اَدا/
یک کوفه، ادّعا/
شرمنده ام خدا!/
(بدنه/پیکره:)
خوب است یا نه: این همه، ما ادعا کنیم / ترسم که کوفه ی دگری را به پا کنیم/
خیلی پر ادعا شده ام. شرم، شرم، شرم/ کافی ست ادعا. بله، باید دعا کنیم/
حالم بد است. پر شده از آرزوی پَست / “سرمست گشتنی”، تو بیا دست و پا کنیم/
باید تلاش کرد که جان، باوفا شود / تا بیش تر به عاشقی اش آشنا کنیم/
ای وای! وای! وای! عجب لاف می زنیم! / ترسم که عاقبت، گل زهرا، فدا کنیم/
ای وای! وای! وای! زبانم بریده باد! / هرگز مباد آن که پشیزی خطا کنیم/
(پایانبخش:)
شاید که ناگهان…/
عاشق شوید هان!/
آماده، عاشقان!//
(سه گلشن:
آغازگر+ بدنه+ پایانبخش، با طبقه بندی موجود
در خودِ قالب شعری و حد اکثر تنوع در هر بخش)
برچسب:
نویسنده: نگار فدایی