بازی شطرنج را نگاه
سپید و سیاه، سپید و سیاه
فیل هیچ گاه به راست نرفت
اسب از هر مانع فقط پرید
رخ راهش همیشه بسته است
شاه بر پشت سنگر نشسته است
این هان مهره های شطرنج زندگی
سپید یا سیاه؟ این انتخاب راه
در این میان دو گروه باشند آقا
دیگران بیشعورند، کم زورند
اولی باشد وزیر راه ها براش باز
راست می رود و کج اگر خواهد
مانع را می درَد با مانع می جنگد
آرامش مهره ها از دور نیز اوست
مهره دیگر سرباز باشد که هر قدم
به سوی انتها در راه است
اگه به انتها برسد آنچه خواهد شود
از سرباز شاید وزیری بر کار است
این راه را سرباز می کند پیدا
چه شود آخر اسب یا فیل؟
رخ شود یا وزیر؟
ای سرباز ای جوان ایران زمین
این راه توست انتخاب توست
پیله می رود به سوی پروانه
سرباز می شود روزی...
ملیکا ملازاده<پیله>
برچسب:
نویسنده: نگار فدایی