خرید بک لینک

« صوت و صدا »

درتمام شبها درسجده گاه،دیدم خدا را ضجر از تو دیدم ، بود آشکار را

در خون شناور شد این دل من تا یادش آمد نام خدا را

ما بر تو هر چند امیدواریم گویا تو داری انکار ما را

در آفرینش ، کی رأی ما بود خود آفریدی ، شاه و گدا را

تا کی دادی نویدم ، حُسن و وفا کو یا رب تو داری حُسن بقا را

آثار حکمت اول چنین بود آخر رها کرد موسی(ع) عصا را

پیغمبران کو ، ما کس ندیدیم باید کجا جست ، افعال ما را

با آشنایی سویت دویدم راهش نـدادی این آشنا را

هر روز و هر شب تا گریه کردم کردی سیه تـر لیکن نها[1] را

فرزند آدم طاقت ندارد دوشش نهادی سنگ آسیا2 را

این خرقه پوشان، با ما چه گویند کی دیدن آنها ظاهر خدا را

درد و دوای ما کی بنا شد ما کی بخواهیم درد و دوا را

این ناله ی من با صد صدا بود نشنیدی از من ، صوت و صدا را

حسن مصطفایی دهنو ی


1 - نهان 2- آسیاب

برچسب: نویسنده: نگار فدایی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:42

صفحه بندی