خرید بک لینک

راهی که رفته بودم

محتاج نان خوردن یک بنده زاده بودم

سخت است روزگارش، اندرز داده بودم

روزی جوان خامی، بادوستان جیبی

در چاله‌ای زمانی، با سر فتاده بودم

از درس و کار و کوشش، غافل شود محصل

کج می‌شود مسیرش، چون من که ساده بودم

پرسم تو را سوالی، تا نصف شب کجایی

همچون تو پیش ترها ،، شب‌ها به جاده بودم

درست چرا نخوانی محصول زندگانی

در کودکی کتابم ،بر گل نهاده بودم

بگذشت عمر ما چون، یک پلک چشم کوته

افسوس می‌خورم چون، سست از اراده بودم

چون حرفه‌ای ندارم، بی‌دخل و کسب و کارم

غیر از به دل نشستن، بی استفاده بودم

بر خاک مرده دیگر باران اثرندارد

وصلم به بی‌خیالی، مدیون باده بودم

درگیر یک ندامت، از کار اشتباهی

عاقل شود سواره، عمری پیاده بودم

پا از گلیم کسوت ،گرمی نهم فراتر

خواهم به چَه نیفتی ،درست نداده بودم

ابراهیم خلیلیان

برچسب: نویسنده: نگار فدایی تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 1:50

صفحه بندی