
سیمای سعادت مه رخ ناز و عشوهگر، تار شبم سحر کند کشته مرا کرشمه اش، تاج ظفر به سر کند قول و قرار مینهد پا به فرار مینهد بار دگر چو اختری، شب به دلم گذر کند خواب پریده از سرم، لب به غذا نمیزنم عکس رخش مقابلم ،کام مرا شکر کندرونق منزلم شود، گر بدهد رضایتی پاسخ مثبتی دهد، کوشش دل اثر کند شب ز قضا نمیخورد تا برسم کنار او سفره اگر کشیده شد، زود مرا خبر کندکلبه ز خنده اش شود ،کاخ مجللی ،ولیهم برود سگرمه اش،کاخ مرا کپر کندوفق مراد و میل او، هرچه کنم نمیشود قطع گلایه کرد و از رنجش من حذر کندبهر...
ادامه مطلب
به اسم جذب مخاطب، زدیدریشه دین رارسانه های مخالف، کجاکنندچنین را؟!بهائیان معاندکه دشمنان نظامند،نه داشتندنه دارند، فرصتی به از این راکسی که باخبراست ازسفینه های فضاییچگونه هیچ نبیند، خرابه های زمین را؟!شماکه مایه ندارید، سرسپرده نباشیدبه خائنانه ترین وجه کرده ایدکمین را#رضا_زمانیان_قوژدی موضوعات مرتبط: اجتماعی ، انتقادی ، قطعه برچسبها: اشعار رضا زمانیان قوژدی , قطعه بخوانید...
ادامه مطلب