
زخیرکوچه درگذرمیروم دیگر چون به من گفتی بیاثر بوده آنچه تا حال بودبرنمیگردم خستهام دیگر راه برگشتم پر خطر گشته چون نمیگردی مهربان دیگر مهربان با من چون نمیگردی نگران دیگربرنمیگردم زین سفر اصلأ میروم در ره زین گذر دیگر تاشودباور رفته ام دیگر اسم من باشد چون خیال دیگر آرزو باشد یک محال باشد باردیگرباز سمت تو آیم برنمیگردم این گذر دیگرکوچه گردیده. پرخطردیگر ز کوی ما چو رهگذر . به خیال هم نکن گذر ز خیر کوچه درگذر ز معصیت کردم حذر ز کینه دادم دل گذر به راه خیر نه راه شر که باورم کنی چه شد نکردی باورم به راه خیر برو دگر به اشتیاق این گذر دورم زعشق بی عمل دورم ز کوچه ام نکن ز معصیت کردم حضر که باورم کنی چه شد نکردی باورم به راه خی...
ادامه مطلب