استعاره ای ازآسمان

متن مرتبط با «باغبان» در سایت استعاره ای ازآسمان نوشته شده است

بررسی نقش باغبان

  • نیلوبلاگ

    نقش باغبان باغبانی نوگلی پرورده بود جوی آبی پای ساقش برده بود مثل بابا می‌کند با گل وداعبهر کاری ترک باغش کرده بود چون بسوزد غنچه‌ها را آفتاب ،سایه ساری بر سرش آورده بودمی‌سپارد شاخه گل را دست بیدبرگ نو از نور تیز آزرده بود می‌نوردد باغ را بادی شدیدبید تنها از کمر تا خورده بودشاخه‌ای از بید کج درهم شکستدیده می‌شد چون حصار از نرده بود رهگذر بر صحنه حاضر گشته زوداز صدا جمعیتی جا خورده بودتا نشیند گردوخاک از التهاب،گل چو دید افتادنش پژمرده بود هر که باشد بی‌پدر بی‌سایه است،می‌پلاسد لاشه گر بی گرده...

    ادامه مطلب